سفارش تبلیغ
صبا
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
  • محمدعلی مقامی ( سه شنبه 88/6/17 :: ساعت 3:26 عصر)

  • به نام خدا

    سیره قرآنی امیر المؤمنین(ع)

    منبع استفاده وبلاگ:پایگاه اطلاع رسانی مطالعات شیعه شناسی

     

    این قرآن، توسط پیامبر(ص) شرح و تفسیر و تأویل می شد پس از وی شرح و تفسیرش به عهده اهل بیت (ع) آن حضرت واگذار گردید. به آنان که امینِ وحی خدا، بارها برای آوردن پیام خدا برای پیامبر (ص) به خانه شان آمد. به او که پیامبر بارها درباره اش فرمود: «او همراه قرآن است و قرآن همراه اوست.» او علی بن ابی طالب (ع) بود که از دوران نه سالگی یعنی آن زمانی که قرآن کریم بر پیامبر نازل گردید، همراه قرآن بود.

    قرآن کریم و این کتاب آسمانی آنقدر با عظمت و گرانسنگ است که تاکنون هیچ گفته و نوشته با آن برابری نکرده و تا روز قیامت نظیر و مانندی برایش پیدا نخواهد شد. چرا که این کتاب، کلام خداوند است؛ وحی الهی است که بر رسول بشریّت و پیامبر خاتمیّت نازل گشته است.
    این قرآن که در زمان نزول، توسّط پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم شرح و تفسیر و تأویل می شد؛ پس از وی شرح و تفسیرش به عهده خاندان پاک و معصوم آن حضرت واگذار گردید.
    به آنانکه امینِ وحی خدا، بارها برای آوردن پیام خدا برای پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به خانه شان آمد.
    به او که پیامبر بارها درباره اش فرمود: «او همراه قرآن است و قرآن همراه اوست.»
    به او که هزار درب علم از علوم توسّط پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برایش گشوده شد و به او که داناترین فرد در امّت به قرآن بود.
    آری، آن کس عهده دار چنین کاری شد که هم کاتب وحی بود و هم جامع آیات و سور قرآنی و هم بزرگ ترین مفسّر کتاب آسمانی.
    او علی بن ابی طالب بود که از دوران نه سالگی؛ یعنی آن زمانی که قرآن کریم بر پیامبر نازل گردید، همراه قرآن بود.
    سخن و گفتارش از قرآن بود و راه و روشش قرآنی، او به حق «قرآن ناطق» شمرده می شد، و تا آخرین لحظات عمر پربرکتش از کتاب آسمانی سخن گفت و همگان را بر محورش فراخواند.
    مطالبی که در پیش روی شماست، چشم انداز کوتاهی به سیره قرآنی این شخصیّت بزرگ می باشد.

    تبیین فضائل قرآن

    از امیرمؤمنان علیه السلام در باره فضائل این کتاب آسمانی، سخنان فراوانی به یادگار مانده است که هر خواننده را به فکر و اندیشه در این کتاب وا می دارد.
    شما اگر به کتاب شریف نهج البلاغه مراجعه کنید، به بسیاری از این سخن ها و گفته ها و بیان ها در شأن و منزلت و فضیلت کتاب خدا برخورد می کنید.
    آن حضرت در این گفته ها قرآن کریم را نور آشکار، سرچشمه حیات، ناصحی راستگو، کتابی هدایتگر، راهنمای روز، روشنایی شب تاریک و مایه عزّت دانسته که نظر شما را به برخی از این موارد جلب می نماییم.
    1. ظاهری دلپذیر
    حضرت در خطبه 18 ضمن سخنانی دراین باره می فرماید: «انّ هذا القرآن ظاهره أنیق، و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه، ولاتنقضی غرائبه ولاتکشف الظّلمات الاّ به (1)؛ این قرآن ظاهری دلپذیر دارد و درونش بسیار عمیق و شگفتی هایش بی پایان است، و به وسیله قرآن است که پرده های تاریکی کنار می رود.»
    2. خانه ای است که ویران نگردد
    و در خطبه دیگری فرمود: «کتاب الله بین أظهرکم ناطق لایعیا لسانه و بیت لاتهدم أرکانه و عزّ لاتهزم أعوانه (2)؛ کتاب خدا در پیش روی شماست که زبانش خسته نمی شود، و خانه ای است که پایه هایش فرو نریزد و مایه عزّتی است که پیروانش هرگز شکست نخورند.»
    3. راهنمایی که راه گم نکند
    همچنین در خطبه دیگری می فرماید: «واعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الّذی لایغش و الهادی الذی لایضلّ والمحدّث الّذی لایکذب، و ماجالس القرآن أحدٌ الاّ قام عنه بزیادة أو نقصان، زیادة فی هدی، او نقصان من عمی (3)؛ بدانید قرآن همانا ناصحی است که خلاف نمی گوید و راهنمایی است که راه گم نمی کند و گوینده ای است که دروغ نمی گوید، و هیچ کس با قرآن نمی نشیند و بر نمی خیزد مگر به زیادت و یا نقصان، زیادت در راه یابی و یا نقصان در نابینایی.»
    4. راهنمای روز و روشنای شب
    امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده که فرمود: «إعلموا أنّ القرآن هدی النّهار و نورالّلیل المظلم (4)؛ بدانید که این قرآن رهنمای روز است و روشنایی شب تاریک.»
    5. شفاعتگری مقبول
    امیرمؤمنان علیه السلام در ادامه خطبه 176 می فرماید: «واعلموا أنّه شافع مُشفَّع و قائل مصدّق و أنّه من شفع له القرآن یوم القیامة شفّع فیه (5)؛ بدانید که قرآن شفیعی است که شفاعتش پذیرفته می شود و گوینده ای است تصدیق شده، و برای هر که در روز قیامت شفاعت کند، شفاعتش پذیرفته خواهد شد.»
    6. بهاردلها و سرچشمه دانش ها
    و در همین خطبه اضافه می کند: «انّ الله سبحانه لم یعظ أحداً بمثل القرآن، فانّه حبل الله المتین، و سببه الأمین و فیه ربیع القلب و ینابیع العلم، و ما للقلب جلاء غیره (6)؛ خداوند به هیچ چیز همانند قرآن موعظه و پند نفرموده، قرآن ریسمان محکم الهی است، قرآن بهار دل و سرچشمه علم است و چیزی مانند قرآن، قلب را جلا نمی دهد.»
    7. ریسمان محکم
    همچنین بدین اشاره می کند که قرآن ریسمان محکمی است که هرگز پاره شدنی نیست، آنجا که می فرماید: «علیکم بکتاب الله فانّه الحبل المتین، والنّور المبین، والشّفاء النّافع، والرّیّ النّاقع والعصمة للمتّمسّک والنّجاة للمتعلّق، لایعوجّ فیقام و لایزیغ فیستعتب (7)؛ برشما باد به کتاب خدا، زیرا ریسمان محکم و نور آشکار و درمانی است سودمند، و سرچشمه حیات، و دست آویزی برای پیرو، هرگز کج نمی شود تا احتیاج به راست کردن داشته باشد و نیز اشتباه نمی کند تا سرزنش گردد.»
    8. جداکننده حقّ و باطل
    در خطبه دیگری که در مقام تبیین فضائل قرآنی بود، حضرت به بیش از چهل وصف از قرآن کریم می پردازد که هریک از آن فرازها شایان دقّت و مورد تأمّل و بحث و بررسی است. امام علیه السلام در خطبه 198 می فرماید:
    سپس قرآن را بر او نازل فرمود؛ قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جداکننده حقّ و باطل است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایی است که ستون های آن خراب نشود، شفا دهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند، و حقّی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند. قرآن، معدن ایمان و اصل آن است، چشمه های دانش و دریاهای علوم است، سرچشمه عدالت، و نهرجاری عدل است، پایه های اسلام و ستون های محکم آن است. نهرهای جاری زلال حقیقت، و سرزمین های آن است. دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید، و چشمه ای است که آبش کمی ندارد، محلّ برداشت آبی است که هرچه از آن برگیرند، کاهش نیابد. منزلی است که مسافران راه آن را فراموش نخواهند کرد. و نشانه هایی است که روندگان از آن غفلت نمی کنند، کوهسار زیبایی است که از آن نمی گذرند.
    خدا، قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است.
    قرآن دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود، ریسمانی است که رشته های آن محکم، پناهگاهی است که قلّه آن بلند، و توان و قدرتی است برای آن که قرآن را برگزیند، محلّ امنی است برای هرکس که وارد آن شود، راهنمایی است که تا از او پیروی کند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند، نجات دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند، سپر نگهدارنده است برای آن کس که با آن خود را بپوشاند، دانش کسی است که آن را به خاطر بسپارد، حدیث کسی است که از آن روایت کند و فرمان کسی است که با آن قضاوت کند.(8)

    تفسیر و تبیین علوم قرآن

    مقدّس ترین چهره ای که در عالم اسلام پس از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از علم و دانش وسیعش استفاده شد، امیرمؤمنان علیه السلام بود که بر اساس تطبیق دادن رسول خدا، آیه «وکلّ شی ءٍ أحصیناه فی امام مبین» برعلی علیه السلام، مسلمانان به این ذخیره الهی پی بردند. بدین جهت، بسیاری از مسائل تفسیری و علوم قرآنی از حضرت پرسیده شد.
    ابن عباس و دیگران این افتخار را داشتند که خود را شاگرد امیرمؤمنان می دانستند.
    1. امام و تفسیر بسم الله الرّحمن الرّحیم
    امیرمؤمنان علیه السلام درباره آیه شریفه «بسم الله الرّحمن الرّحیم» فرمودند: «لوأشاء لأوقرت أربعین بعیراً من شرح بسم الله الرّحمن الرّحیم (9)؛ اگر بخواهم چهل بار شتر در شرح و تفسیر بسم الله الرّحمن الرّحیم می نویسم.»
    2. امام و تفسیر سوره حمد
    همچنین فرمود: «لوشئت لأوقرت سبعین بعیراً فی تفسیر فاتحةالکتاب (10)؛ اگر بخواهم هر آینه هفتاد بار شتر در تفسیر سوره حمد می نویسم.»
    3. تمام علوم قرآن در سوره فاتحه
    و در بیان عظمت سوره «حمد» فرمود: «علم ماکان و مایکون فی القرآن و علم القرآن کلّه فی سورة الفاتحة و علم الفاتحة فی البسملة منها وعلم البسملة فی الباء منها، و انا النّقطة تحت الباء(11)؛ علم گذشته و آینده در قرآن است و علم قرآن همه اش در سوره فاتحةالکتاب است و علم فاتحةالکتاب در بسم الله آن است و علم بسم الله در باء بسم الله است و من، آن نقطه تحت باء هستم.»
    4. از حقایق قرآن ،از من سؤال کنید
    و در گفتاری از مردم خواستند که از وی بپرسند و فرمود: مردم! از من بپرسید، به خدا سوگند! از هرحادثه ای و تا روز رستاخیز از من سؤال نمی کنید مگر این که شما را از آن آگاه می سازم. از حقایق قرآن بپرسید، به خدا سوگند! از هر آیه ای بپرسید، من به شما خبر می دهم که در شب فرود آمده است یا در روز، در دشت نازل شده است یا در کوه.(12)
    5. سلونی قبل أن تفقدونی
    گاهی که بر فراز منبر قرار می گرفت، به مردم می فرمود: «سلونی قبل أن تفقدونی، سلونی عن کتاب الله، ما من آیة الاّ و أنا أعلم حیث انزلت بحضیض جبل أو سهل (13)؛ هان ای مردم! پیش از آن که مرا از دست بدهید، از من سؤال کنید. از کتاب خدا بپرسید؛ هیچ آیه ای نیست مگر آن که به آن داناترم که در کدام درّه کوه یا در کدام دشت و بیابان نازل شده است.»
    6. آیات قرآن هفت دسته اند
    نعمانی در تفسیر خود به روایت مفصّلی از امام صادق علیه السلام اشاره می کند که آن حضرت پس از بیان مفصّلی در تفسیر قرآن به پرسشگر می فرماید: شبیه آنچه که از من پرسیدی، از امیرمؤمنان برخی از پیروانش همان را پرسیدند و حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی قرآن را برهفت دسته و قسم نازل کرد که عبارتند از: امر، نهی، ترغیب، ترهیب، جدل، مَثَل و قصص.
    آنگاه به تفصیل هریک پرداخته، افزود: در قرآن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاصّ و عام و مقدّم و مؤخّر و حلال و حرام و فرایض و احکام و... وجود دارد.
    و برخی آیات، لفظ آن خاص و برخی لفظش عام و برخی لفظ آن واحد است ولی معنایش جمع است و برخی بر عکس و برخی کلمات لفظ آن ماضی و معنایش آینده و برخی لفظ آن خبر است ولی معنایش حکایت از دیگران است... و برخی آیات بعضی از آنها در سوره ای و تمام حکم و یا شرح ماجرا و واقعه در سوره دیگر است. و برخی آیات نیمی از آن منسوخ شده و نیم دیگرش به حال خود رها شده و برخی از آنها آیاتی است که از نظر لفظ، مختلف هستند ولی از نظر معنی، متّفق می باشند و برخی به عکس... و دسته ای دیگر پاسخ از طرف خداوند و احتجاج بر تمام ملحدان و زنادقه و دهریه و ثنویه و قدریه و مجبره و بت پرستان و آتش پرستان می باشد...(14)

    استدلال به آیات قرآن

    موارد زیادی به چشم می خورد که امیرمؤمنان علیه السلام به هنگام بحث و گفتگو و یا بیان حکم خدا، به قرآن کریم استناد جسته است و این نیز یکی دیگر از سیره های قرآنی آن حضرت می باشد که از چند جهت قابل مطالعه است.
    اوّلاً: این را می رساند که ریشه هر حکم فقهی در قرآن کریم است.
    ثانیاً: تسلّط و آگاهی بسیار بالای امیرمؤمنان را روشن می سازد.
    ثالثاً: این راه را در پیش کارشناسان فقه و دیگر علوم اسلامی می گذارد که چگونه برای استفاده و استخراج حکم خدا از قرآن بهره جویند.
    صاحب وسائل الشیعه در کتاب نفیس خود، به بسیاری از این موارد در ابواب مختلف فقهی اشاره نموده است که آوردن همه آنها بدون شک از حوصله این نوشتار بیرون است. امام علیه السلام در باب وضو و جبیره و اهمیت نماز و محافظت از آن و نماز به سوی کعبه، کیفیت نماز خوف، جایز نبودن نماز در حالی که امام جمعه در حال خطبه می باشد، تقسیم خمس، وجوب افطار در سفر، کراهت مسافرت در ماه رمضان، وجوب حج، تحریم عمل به نجوم و تعلیم و آموزش آن مگر برای یافتن راه، استحباب، افشاء سلام، استحباب تسمیت عطسه کننده، کراهت اجاره دادن خانه های مکّه، و تقیّه در دین و غیر آنها که می توانید این آیات را در جلد اوّل وسائل الشیعه، صفحات 82، 280، 328، 335، 339؛ جلد سوم، صفحات 19، 82، 166، 218، 419؛ جلد چهارم، صفحات 693، 748، 1056، 1169، 1189؛ جلد پنجم، صفحات 487، 93، جلد ششم، صفحه 356؛ جلد هفتم، صفحات 80، 126، 129، 284؛ جلد هشتم، صفحات 9، 269، 438، 460؛ جلد نهم، صفحه 368؛ جلد یازدهم، صفحه 478 و... ملاحظه کنید.
    ابوبصیر از امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده که فرمود: هرگاه یکی از شما از نماز خود فارغ شد، پس دستهای خود را به سوی آسمان بالا ببرد و آنگاه دعا کند. ابن سبا گفت: ای امیرمؤمنان! مگر خداوند در همه جا نمی باشد؟ امام فرمود: آری. گفت: پس چرا دستش را به سوی آسمان بالا ببرد؟
    امام فرمود: مگر نخوانده ای که خداوند فرموده: «وفی السّماء رزقکم و ما توعدون»؛ روزی شما و آنچه که وعده داده شده، در آسمان است. آیا روزی را جز از جایگاهش باید طلب کرد؟ در حالی که جایگاه روزی و آنچه که خداوند وعده فرموده، در آسمان است.(15)
    پاسخ به پرسشهای قرآنی
    از دیگر برنامه های قرآنی امیرمؤمنان علیه السلام این بود، با آن اطلاعات فراوانی که داشت، به پرسشهای زیادی در مورد قرآن کریم پاسخ داد که بخشی از آن پاسخ ها در کتب تفسیر و سیره به ثبت رسیده است.
    1. اوّلین آیه ای که نازل شد
    علاّمه مجلسی در بحارالانوار آورده است که: از امیرمؤمنان علیه السلام درباره اوّلین چیزی که خداوند از قرآن نازل فرمود، سؤال شد.
    حضرت فرمود: اوّلین چیزی که خداوند متعال از قرآن در مکّه نازل فرموده است، سوره «إقرأ باسم ربّک الّذی خلق» می باشد. و اوّلین چیزی که در مدینه نازل فرموده است، سوره بقره می باشد.(16)
    2. معنای وفاکهة و أبّا
    شیخ مفید در الارشاد نقل کرده که از ابوبکر سؤال کردند: مقصود از «فاکهة و أبّاً» چیست؟
    در پاسخ گفت: کدام آسمان بر من سایه می اندازد و یا کدام زمین سنگینی مرا بر می دارد و یا چه کار کنم، اگر بگویم که در کتاب خدا چیزی هست که من نمی دانم. اما فاکهة پس آن را می شناسم و امّا أبّاً، خدا عالم است به آن.
    چون این مطلب به امیرمؤمنان علیه السلام رسید، فرمود: سبحان الله! آیا ابوبکر ندانست که أبّاً علف و چیزی است که حیوانات آن را می چرند و می خورند؟ فاکهة و ابّاً را خداوند متعال آماده کرده است برای بندگانش و حیواناتِ بندگانش که به خوردن آن زنده بمانند.(17)

    (محمدجواد مروّجی طبسی)

    پی نوشت ها :
    1. نهج البلاغه، خطبه 18.
    2. همان، خطبه 133.
    3. همان، خطبه 176.
    4. مجموعه ورّام، ج 2، ص 202؛ بحارالانوار، ج 65، ص 212؛ اصول کافی، ج 2، ص 600.
    5. نهج البلاغه، خطبه 176؛ مستدرک الوسائل، ج 4، ص 239.
    6. همان.
    7. اعلام الدین، ص 104؛ بحارالانوار، ج 89، ص 23.
    8. نهج البلاغه، شرح و ترجمه دشتی، ص 417.
    9. القطرة، ص 148.
    10. همان.
    11. دانستنیهایی از قرآن، ص 94.
    12. قرآن در احادیث اسلامی، ص 118.
    13. همان؛ ینابیع المودّة، ص 274.
    14. بحارالانوار، ج 93، ص 4.
    15. وسائل الشیعه، ج 4، ص 56.
    16. بحارالانوار، ج 93، ص 11.
    17. الارشاد، ج 1، ص 200.

    ارسال شده در مورخه : شنبه، 30 خرداد، 1388 توسط shias







    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    اطلاعیه اعلام نتایج تابستان 96
    تولدم مبارک
    عکسهای عاشورای فسا(آبانماه 94)
    عکس های فسای قدیم-
    حیوانات و مدرنیته
    توهم و تخیل
    توجه
    [عناوین آرشیوشده]