سفارش تبلیغ
صبا ویژن
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
  • محمدعلی مقامی ( یکشنبه 86/4/31 :: ساعت 10:0 عصر)

  • به نام خدا

    از چه به جای چه؟

    در این پست شما خواهید دید در شهر ما از چه  چیز هایی به جای چه چیزهای دیگری استفاده می شود.



    در عکس فوق شما سینمای با سابقه شهرمان را می بینید.وقتی که من بچه ای بیش نبودم،مردمان زیادی را می دیدم که گروه گروه و فوج فوج به طرف آن روان بودند تا ساعاتی را به تماشای فیلم بپردازند.در دوران ابتدایی،خودم نیز در قالب گروهی،به این سینما هدایت شدم تا همراه با همکلاسی ها در آنجا فیلمی را تماشا کرده باشیم.بعد از انقلاب هم مدتی نمایش فیلم در آن ادامه پیدا کرد.اما اکنون دیگر از آن به عنوان سینما استفاده نمی شود.گاهی در آن گرد همایی های دانشجویی و شب شعر و نظایر آن بر گزار می گردد.



    عده ای از بازدید کنندگان و دوستان قدیمی وبلاگ با عکس فوق آشنایی دارند.در اسفند ماه سال پیش من پستی را در مورد بیمارستان جدید التاسیس فسا نوشتم.در آنجا گفتم که این بیمارستان سالهای سال در حال ساخت بوده وپس از آن که مسئولین محلی از به درازا کشیدن ساخت آن حوصله شان سر آمد،بالاخره همینطوری و به طور صوری و نمادین آن را افتتاح کردند و چون نه ساختمان تکمیل بود ونه هیچ تجهیزات بیمارستانی برای آن موجود بود،امکانات یکی از درمانگاههای شهر را به این ساختمان منتقل کردند و این به اصطلاح بیمارستان افتتاح شده به عنوان درمانگاه شروع به خدمت رسانی به مردم غیور شهر نمود.



    اکنون با کمال ملال و شرمندگی بایستی اعلام نمایم که بیمارستان مذکور همچنان دارای درجه درمانگاهی بوده وبه موقعیت اصلی خود یعنی بیمارستان ارتقاء نیافته است.خدا کند مجبور نباشم(به شرط حیات)در سال 87 باز هم همین را تکرار کنم.



    خوب،حالا به عکس زیر که یک پمپ بنزین تر و تمیز و خالی از سکنه را نشان می دهد توجه فرمایید.

    این پمپ بنزین چند سالی پیش ساخته شد و شروع به فعالیت کرد.بعد از مدتی کار آن مختل شد و سپس به کلی تعطیل گردید.ظاهرا مسئله ای بین صاحبان آن وجود داشت.پس از تعطیلی کامل کم کم اطاقهای آن به عنوان انبار کالای فروشندگان لوازم خانگی به کار گرفته شد و این امر تا حدود 10 روز قبل که زمان گرفتن این عکسها می باشد ادامه داشت.


    از آنجا که قدم خبر نگاران ما سبک می باشد،با خبر شدیم که با دخالت مقامات محلی و تغییر مالکیت و مدیریت،درست چند روز پس از گرفتن این عکسها،

    این پمپ بنزین دوباره خوشبختانه،خوشبختانه، به پمپ بنزین تبدیل ماهیت یافت و شروع به کار کرد.


    و اما در شهر ما از خیابانها به عنوان پیست موتور سواری استفاده می شود. عکسهای زیر را ببینید.





    عکس بعدی که از بقیه جالبتر است از خیابان اصلی شهر یعنی خیابان امام خمینی گرفته شده که تقریبا شلوغ ترین جای شهر است.این موتورها جلوی شعبه مرکزی بانک ملی پارک شده اند.

    نا گفته نماند که عده ای از موتور سواران در خیابانها عملیات نمایشی نظیر تک چرخ زدن و امثال آن را نیز به نمایش می گذارند که عکاسان ما موفق به تهیه عکس از آنها نشدند.


    خوب،حالا از دستگاههای خود پرداز بانکها بشنوید که از آنها به عنوان صف ضد حال استفاده می شود.






    ظاهرا در شهرمان6 دستگاه خود پرداز متعلق به بانکهای دولتی و یک دستگاه متعلق به یک بانک خصوصی وجود دارد با گروه عظیمی از خلق الله که هر کدام یک کارت و در بعضی موارد بیش از یک کارت در دست دارند.از طفل شیر خوار گرفته تا پیر مرد و پیر زن در حال  احتضار. همه آنها هم می خواهند کارت خود را درون شکاف دستگاه کنند و پول دریافت نمایند.اکثر مواقع دستگاه قاط می زند.به نظر می رسد بعضی از این دستگاهها طوری تنظیم شده اند که آیه یاس بخوانند و جواب منفی بدهند.اگر اشتباه نکنم حتی این دستگاههای هوشمند نیز دچار مرض مسری دوست و فامیل بازی شده اند.منظورم این است که اگر کارت یک بانک را به دستگاه بعضی بانکهای دیگر وارد کنید،جواب میدهد:از ارائه خدمات به این کارت معذوریم.

    یک وقت با دیدن عکس فوق خیال نکنید که این دستگاه چقدر مرتب و آماده به کار است.این یکی آنقدر مردم را سر کار گذاشته و آنقدر جواب منفی داده که هیچکس به خود زحمت آزمایش آن را  نمی دهد.تازه هنگام مراجعه ارباب رجوع و اعتراض،مسئول آن اظهار داشته که این دستگاه خیلی بیش از دستگاه   های بانکهای دیگر ارائه خدمات می نماید.

    و اما تصمیم داشتم به عنوان آخرین مطلب،آنهم بطور غیر مصور بگویم که از روابط عمومی بعضی از ادارات شهرمان به عنوان ستاد امور پارچه نویسی استفاده می شود ولی منصرف شدم.



    تا مطلب بعد خدا نگهدار



  • کلمات کلیدی :


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    اطلاعیه
    روز قدس گرامی باد
    عکس های فسای قدیم-
    حیوانات و مدرنیته
    توهم و تخیل
    توجه
    [عناوین آرشیوشده]