به نام خدا
داستان اعزام به خدمت مجید
مدتی است که پستهای اضطراری دمار از روزگار وبلاگ من در آورده و نویسنده و مدیریت آن (یعنی بنده حقیر سراپا تقصیر)را به خاک سیاه نشانده است.تا در پی نوشتن مطلب به روال عادی بر می آیم ،بر اساس ضرب المثل(هر دم از این باغ بری می رسد)،مجبور می شوم که مطلب پیش بینی نشده ای را در وبلاگ بزنم.از معنای کلمه لجنه گرفته تا دهان کجی به تصمیمات هیئت وزیران و حالا هم داستان اعزام به خدمت مجید.
بله دوستان،بالاخره این عزیز دردانه دومی ما که تیرماه پارسال دانشگاهش تمام شد،
نوبت اعزام به خدمتش فرا رسید.در اینجا تصمیم ندارم در مورد مراحل قبل از اعزام و گرفتن برگ آماده به خدمت و دوندگی هایی که به علت متولد خارج از کشور بودن وی برای ما ایجاد شد و جنگ اعصابی که در آن راستا با آن دست به گریبان بودیم،صحبت کنم.بر اساس نامه سازمان وظیفه عمومی،مقرر شده بود که ایشان و دیگر مشمولین استان،در ساعت 6 صبح روز اول تیر،خود را به اداره وظیفه عمومی استان فارس،واقع در خیابان ساحلی معرفی کنند.برای اینکه از اول کار،نامبرده معنای نظم را درک کند،ترتیبی دادیم که من و همسرم دقایقی قبل از وقت مقرر،او را به محل برسانیم.در آنجا مشاهده کردیم که گروه کثیری از والدین،همانند ما عزیز دردانه های خود را به محل می آوردند.دو سه دقیقه قبل از ساعت 6 درب اداره باز شد و من به نظم و ترتیب آن اداره احسنت گفتم.مشمولین به داخل محوطه هدایت شدند.بیشتر والدین منتظر شدند و ما هم صبر کردیم.مدت زیادی نگذشت که کم کم مشمولین مختلف که ظاهرا کارشان تمام بود شروع به بیرون آمدن کردند.مشمول ما هم آمد.اظهار داشت که: در داخل،بر اساس کدهای محل آموزش(که از قبل مشخص شده بود)ما را تقسیم کردند و سپس به ما گفتند که برای گرفتن بلیط به ترمینال برویم و ساعت حرکت ما هم 2 بعد از ظهر است(مشمول ما باید به کرمانشاه می رفت).من باز هم به سازمان وظیفه احسنت گفتم.چون فکر می کردم که اتوبوس ها آماده شده و فقط نوشتن بلیط به نام اشخاص باقی مانده است.فورا او را به ترمینال رساندیم و خودمان برای انجام پاره ای امور پزشکی به جاهای دیگر راهی شدیم.بعد از ساعتی پسرم به ما زنگید(یعنی تلفن کرد)و گفت: بلیط یک اتوبوس و نصف اتوبوس را به عده ای از اعزامی های به کرمانشاه داده اند تا ساعت 2 بعد از ظهر راهی شوند.یک اتوبوس دیگر را هم همین حالا ضربتی گیر آورده اند که همین حالا به کرمانشاه حرکت کند.بقیه راهیان کرمانشاه فعلا بی وسیله مانده اند.
با شنیدن این موضوع فورا خودم را به ترمینال رساندم و دیدم بچه ها همینطور بلاتکلیفند.مسئولیت هماهنگی کار هم به عهده یک سرکار استوار بود.(این سرکار استوار از آن سرکار استوارهای صمد آقای ننه آغا نبودبلکه یک سرکار استوار حقیقی و راست راستکی بود)سرکار مرتب به اینور و آنور می رفت تا بلکه وسیله جور نماید.آخر، کرمانشاه فقط یکی از مقصد های مشمولین بود.کسان دیگر جاهای دیگر می رفتند.با دیدن این صحنه فورا به یاد اعزام به خدمت خودم افتادم که کاملا با این وضعیت فرق می کرد.در آن موقع یعنی روز اعزام ما، اتوبوس را به داخل هنگ ژاندارمری آوردند،ما را سوار کردند،به پادگان مقصد بردند و برگشتند.خلاصه چون سرکار استوار خیلی سرش شلوغ بود،باز هم پسرم را با دیگران گذاشتم و رفتم.دوباره به من خبر داد که به عده ای بلیط فردا داده اند و به عده ای هم در حالی که بلیط نداده اند گفته اند که فردا ساعت 12 در ترمینال حضور به هم رسانند.بیچاره پسر من جزء گروه آخر بود.حدس زدم که اگر فردا هم برود،به او بلیط پس فردا بدهند.یک فکر عالی به ذهنم رسید.قبل از ساعت 2 بعد از ظهر، که موفع حرکت یک اتوبوس و نصف اتوبوس(نصف اتوبوس افراد عادی بودند)به مقصد کرمانشاه بود پسرم را به ترمینال بردم و با سرکار استوار و کنترل کننده بلیط و راننده صحبت کردم که اگر به هر دلیلی جای خالی باشد،او را بفرستند.از قضا چند جای خالی در نیمه غیر نظامی اتوبوس وجود داشت و بالاخره با همکاری همه آنان، مجید آقا را با سلام و صلوات در اتوبوس چپاندیم.
و حالا اصل مطلب.اگر خدای نخواسته،خدای نخواسته،در کرمانشاه زلزله آمده باشد و مثلا هلال احمر،برای اعزام نیروی امدادگر به منطقه دچار تنگنا و کمبود وسیله باشد،هیچ جای تعجب نخواهد بود.چون زلزله غیر مترقبه و غیر قابل پیش بینی است.ولی آیا این امر قابل قبول و برای سازمان وظیفه عمومی قابل توجیه است که برای اعزام مشمولین وظیفه که از مدتها قبل محل آموزششان همراه با کد مخصوص مشخص شده است،اینطور وضع نا مطلوبی را به وجود بیاورند؟آیا نمی توان طوری جریان را مدیریت کرد که روز اعزام،وسیله کافی از قبل پیش بینی شده باشد؟
من قصد داشتم امروز در این پست برای چگونگی روند کار این اعزام کلمه (اف....) را به کار ببرم،اما به پاس زحماتی که برادران نیرو انتظامی در دیگر زمینه ها متحمل می شوند،از کاربرد آن خودداری می کنم و به جای آن از کلمه(محیر العقول)استفاده می نمایم.(هر دو کلمه عربی است،اما از نوع عربی رایج در فارسی هستند و کسی برای فهمیدن آنها به فرهنگ لغات عربی نیاز نخواهد داشت.)

پی نوشت 2: (این قسمت از تمام مطالب بالا جالبتر است)
امروز چهارشنبه پنجم تیرماه بالاخره از( در قید حیات بودن و سلامتی) مشمول نامبرده با خبر شدیم.ایشان یکی دیگر از ندانم کاری های فجیع سازمان نظام وظیفه استان فارس را به اطلاع ما رساند.جریان از این قرار است که در هنگام اعزام،سازمان نظام وظیفه بایستی چیزی را به نام کارت پذیرش برای تک تک مشمولین صادر کند و توسط رابط خود و همراه با مشمولین به مقصد(پادگان آموزشی) بفرستد.این کارت مبنای پذیرش آنان در پادگان مربوطه است.سازمان نظام وظیفه اصولا با این گروه ،کارت پذیرش نفرستاده بود و اصلا رابطی همراه آنان نبوده است.و این امر موجب شده بود که پادگان مربوطه از پذیرش این مشمولین معذور باشد.این گروه از صبح تا ظهر اجازه ورود به پادگان نیافته بودند.و بعدا با مساعدت مسئولین پادگان ،به آنان اجازه ورود داده شده بود.
پی نوشت3:در اینجا وظیفه خود می دانم که از مسئولین محترم پادگان شهداء کرمانشاه که در حد بسیار بالایی با مشمولین همکاری کرده و در بدو ورود به پادگان، کار آنها را سر وسامان و به آنان اسکان داده و مانند برخی مراکز دیگر، این عزیزان دور از خانه و کاشانه را آواره اینور و آنور نکرده و دنبال نخود سیاه نفرستاده اند، صمیمانه تشکر کنم و برای آنان آرزوی سلامتی و توفیق بیشتر در خدمتگزاری بنمایم.
![]()

تا مطلب بعد خدا نگهدار..
پست الکترونیکی:
mamaghami@gmail.com
mamaghami@yahoo.com

به نام خدا
از ابتدای ترم زمستان سال گذشته،مرتب سوهان روح مدیر واحدمون شدم که برای ترم بهار 87 به مرخصی نیاز دارم.برای ایشان مصرانه توضیح دادم که از ابتدای همکاری با کانون زبان ایران در سال 79 ،از مرخصی ترمی استفاده نکرده ام.به ایشان عرض کردم که حتی در سال 81 که دچار عارضه قلبی شدم،بلافاصله پس از دوران نقاهت ،کلاسهایم را ادامه دادم.مرتب تاکید کردم که در بهار خودم و همسرم نیاز به سفرهای زیارتی داریم.و خلاصه آنقدر سخنانی از این دست بر زبان راندم که بنده خدا،با وجود کمبود مدرس،به مرخصی من رضایت داد.هنوز ترم زمستان را می گذراندم که بالا بودن اوره خون در یکی از آزمایشات،دکتر قلب مرا بر آن داشت که مرا برای ام آر آی شریانهای کلیوی بفرستد.
نتیجه ام آر آی نشان داد که در شریانهای کلیوی،مقداری گرفتگی وجود دارد .
در اردیبشت در حالی که از مرخصی ترمی استفاده می کردم،دکتر فلبم مرا برای آنژیو گرافی با احتمال آنژیو پلاستی(بالن زدن) معرفی نمود.
قبلا پس از عارضه قلبی،و پیش از عمل قلب باز(بای پس)دو بار آنژیو گرافی و یک بار آنژیو پلاستی داشته ام،ولی این بار ،این آنژیو برای قلبم نبود،بلکه برای شریانهای کلیوی بود.چون سفر سوریه در برنامه داشتیم،در 20 اردیبهشت عازم شدیم
و سپس در 20 خرداد با اجازه همه دوستان،آنژیو گرافی انجام شد.خوشبختانه طبق تشخیص پزشکم فعلا نیازی به بالن زدن نبود.
البته هر شش ماه باید با سونوگرافی کنترل شود.
می بینید که علاوه بر ضرورت مسافرت،حتی از نظر پزشکی نیز به این مرخصی نیاز داشتم.
در مواقع بیکاری و استراحت هم فرصت بیشتری داشتم که به پارسی بلاگ سر بزنم. وارد پارسی بلاگ می شدم.به قد وبالای رعنایش نگاه می کردم و به آن می نازیدم.
گاهی هم خطاب به سیستم پارسی بلاگ می گفتم:
وبت(یعنی وب تو)از جنس مرغوبه امکانات وبت خوبه
و خلاصه حسابی با پارسی بلاگ محشور بودم.
حالا ترم بی کلاس تمام است و کلاسهای تابستان انشاءالله شروع می شود.باز روز از نو و روزی از نو.
تا مطلب بعد خدا نگهدار..
پست الکترونیکی:
mamaghami@gmail.com
mamaghami@yahoo.com

به نام خدا
دهان کجی بهداشتی به مصوبه هیئت وزیران
قابل توجه وزیر محترم بهداشت


پی نوشت(25/3/1387)
امروز خوب که دقت کردم دیدم قبض پرداخت دیگری را از بیمارستان دیگری در اختیار دارم که درست فردای روز صدور قبض 100000 ریالی صادر شده است.هر دو قبض مربوط به ویزیت فوق تخصصی است و هر دو بیمارستان ،خصوصی هستند.هر دو بیمارستان هم مشتریان پرو پا قرص دارند و هر دو در شیراز هستند،اما این یکی خود را ملزم به اجرای مصوبه دولت می داند.حیفم آمد که آنرا در قسمت پی نوشت درج نکنم.
تا مطلب بعد خدا نگهدار.
پست الکترونیکی:
mamaghami@gmail.com
mamaghami@yahoo.com

به نام خدا
لجنه یعنی چه؟
یکی از برادران بسیار بزرگوار و ارزشمند که امروز ،چهارشنبه 8/3/1387 پست بسیار با منزلت جدید خود را تحویل گرفتند،در سخنرانی بسیار مهم اولیه خود، الفاظ بسیار عجیب و غریبی بکار بردند که تا کنون هیچیک از گویندگان پارسی زبان اقدام به کاربرد آنها نکرده بود.
ایشان در سخنرانی خود از کلمات نامانوس عربی "لجنه" (به فتح لام،سکون جیم و کسر نون) و "انفتاح"(به کسر الف،سکون نون و کسر فاء ) استفاده کردند.شاید لغت دوم به شکلی توسط شنونده پارسی زبان قابل هضم باشد و به کلماتی مانند فتح،افتتاح،مفتوح و فاتح ارتباط داده شود و تا اندازه ای معنایی برای آن متصور گردد.ولی در مورد کلمه اول می توان با اطمینان گفت که حتی یک در صد شنوندگان پارسی زبان هم به زحمت می توانند معنایی برای آن تصور نمایند.شایدهم عده ای تصور کنند که صحبت از لجن حوض یا رودخانه یا مثلا لایروبی به میان آمده است.
بنده حقیر سراپا تقصیر معنی آن را فهمیدم،ولی نه به خاطر این که مثلا خدای نخواسته،خدای نخواسته، فرد فاضلی باشم
،بلکه به این علت که شش سال در یک کشور عرب زبان خدمت کرده ام.در این که ما در گویش فارسی خود کلمات عربی به کار می بریم،هیچ شکی نیست و کسی هم نمی تواند منکر آن شود یا آن را نادیده انگارد.اما همان کلمات عربی هم که توسط افراد، خصوصا اساتید و فضلای گرانقدر آشنا یا مسلط به زبان عربی در گویش فارسی بکار می رود،حد و مرزی
دارد و وقتی گوینده پا را از آن حد فراتر بگذارد،دیگر شنونده یارای فهم و درک مطلب را نخواهد داشت.باور کنید اگر از حضار همان جلسه سخنرانی،کسی معنای کلمه"لجنه"را سوال می کرد، شاید عدد کسانی که به معنای آن واقف بودند، خیلی از عدد انگشتان دست،تجاوز نمینمود.
ضمن آرزوی موفقیت برای این برادر بزرگوار و ارزشمند،بر اساس ضرب المثل"دست ما کوتاه و خرما بر نخیل"،از کلیه دوستان و بازدیدکنندگان محترم وبلاگ که به نحوی با حضرت ایشان حشر و نشری و مراوده ای و برو بیایی و به قول عوام پسند ،سلام و علیکی دارند،تقاضا می کنم،ضمن تقدیم سلام و تبریکات خالصانه این بنده کمترین به حضورشان،از حضرتشان استدعا نمایند که در سخنرانی ها و احتمالا مصاحبات بعدیشان که قطعا از رسانه ملی هم پخش می شود،بیانات خود را به نحوی بفرمایند که عامه مردم بتوانند از آن بهره مند گردند.والسلام


تا مطلب بعد خدا نگهدار.
پست الکترونیکی:
mamaghami@gmail.com
mamaghami@yahoo.com

به نام خدا
سفر سوریه و عکس های آن

بالاخره با یاری خداوند بنده نواز قسمت شد که به زیارت حرم مطهر حضرت زینب کبری سلام الله علیها و دیگر اماکن متبرکه در سوریه نائل آییم و این لطف الهی همزمان با میلاد حضرتش شامل حالمان شد.دفعه قبل یعنی سال 78 نیز این موهبت الهی درست همزمان با میلاد آن حضرت شامل حالمان گردید.عصر روز جمعه 20 اردیبهشت به اتفاق عیال مربوطه شیراز را به مقصد دمشق ترک کردیم و ساعاتی بعد در جوار مرقد مطهر در هتل ساکن شدیم.حیفم آمد که دوستان وبلاگ نویس را در تعدادی از عکسهای این سفر پر خیر و برکت که هم زیارتی بود و هم سیاحتی ،شریک نگردانم،گرچه حال و هوای مراسم تولد را به هیچ وجه نمی توان در عکس نشان داد.از بین عکسهایی که در طول سفر از نقاط مختلف گرفته ام ،47 عکس را برای وبلاگ انتخاب نمودم.پیشنهاد می کنم که در صورت داشتن فرصت،با وجود پایین بودن سرعت اینترنت،حوصله فرمایید و عکسها را ببینید.علاوه بر اماکن متبرکه،عکسهای دیگری از اماکن سیاحتی نیز خواهید دید. در اینجا لازم می دانم که از حضور همه دوستان و بازدیدکنندگان عزیزی که در طول سفر به وبلاگ سر زده اند و نظر گذاشته اند و نظرانشان عمومی نشده است و همچنین بزرگوارانی که تقاضای تبادل لینک یا دوستی نموده اند و در این مدت بلاتکلیف مانده است عذر خواهی نمایم.
عکس اول پست را که در بالا دیدید ،صبح روز اول اقامت،در هنگام نماز صبح در مصلای حرم مطهر گرفته شده است.
عکسهای زیر از حرم و ضریح مطهر گرفته شده است.

برای دیدن ادامه مطلب و بقیه عکسها اینجا را کلیک نمایید.
به نام خدا
عکس استاد
به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم
سال گذشته در چنین ایامی مطلبی را تحت عنوان "مداد رنگی های چهل ساله"در وبلاگ درج نمودم و در آن سعی کردم با درج عکس اساتید دوره تحصیلات ابتدایی ،با بیان قاصر خودم از مقام شامخ آنان تجلیل نمایم.امسال در مطلب فعلی سعی کرده ام تا جایی که برایم میسر بوده است عکسهایی از اساتید دوره دبیرستان را به نمایش بگذارم.
خوشبختانه توانستم با بعضی از این اساتید تماس برقرار کنم و آنها با بزرگواری مرا پذیرا شدند و موافقت نمودند که با آنها عکس بگیرم.در مورد آنهایی که به رحمت واسعه الهی پیوسته اند،خانواده های گرانقدر آنها با من همکاری نمودند.در مورد بعضی دیگر که در دسترس نبودند ،بعضی دوستان در تهیه عکس مرا یاری دادند که وظیفه خود می دانم از همه بزرگوارانی که لطف کردند و مرا در این امر یاری دادند تشکر کنم.
و اما برای درج عکسها،دوره دبیرستان(نظام قدیم) به دو بخش تقسیم شده است.دوره اول شامل کلاسهای هفتم،هشتم و نهم ،و دوره دوم شامل کلاسهای دهم،یازدهم و دوازدهم.
دوره اول:
1- استاد جناب آقای حاج عبدالحسین قائمی

در طول دوره اول دبیرستان اینجانب،ایشان رئیس دبیرستان ذوالقدر فسا بودند.استاد قائمی متولد سال 1298 خورشیدی می باشند.کمی بعد از مهرماه 1349 یعنی اندکی پس از این که من دبیرستان ذوالقدر را ترک کردم،ایشان به افتخار باز نشستگی نائل آمدند.
برای دیدن بقیه مطلب و عکسها اینجا را کلیک کنید.
[2/4/1387- 12:5 ع] ترم بی کلاس
[23/3/1387- 4:57 ع] دهان کجی بهداشتی به مصوبه هیئت وزیران
[8/3/1387- 5:33 ع] لجنه یعنی چه؟
[1/3/1387- 3:1 ع] سفر سوریه و عکس های آن
[8/2/1387- 6:19 ع] عکس استاد
[1/12/1386- 12:0 ص] توجه
[آرشیو شده ها]
بازدید دیروز: 269
کل بازدید :33098
از ابتدای تشکیل وبلاگ،قول داده بودم که شرح مختصری از زندگی خودم را جهت اطلاع دوستان گرانقدر و بازدیدگنندگان ارزشمند به وبلاگ اضافه نمایم.ولی به علت فراهم نشدن موقعیت و نبودن فرصت،این امر تا کنون به تعویق افتاده بود.اکنون در صورت تمایل و اگر حوصله دارید ،می توانید در قسمت پیوند های روزانه همین وبلاگ،لینک ردیف دوم ،تحت عنوان:(در باره خودم)را مطالعه فرمایید.این لینک، شرح مختصر و مصوری از دوران مختلف زندگی من می باشد.سپاسگزارم و التماس دعا.
در باره خودم [171]
پیش بینی وضعیت آب و هوای شهرستان فسا [250]
نتایج امتحانات فاینال زمستان 86 [600]
لینک اعلام نتایج کانون زبان ایران [206]
ثبت نام اینترنتی کانون زبان ایران [340]
The English Translation of the Holy Quran:by DrT.B.Irving [146]
سردار شهیدمرتضی جاویدی [133]
عکسهای عاشورا در شهرستان فسا(10 بهمن ماه 1385) [258]
سنبنودوم چیست؟ [146]
[آرشیو(10)]
بهار 86 [16]
تابستان 86 [12]
پاییز 86 [12]
زمستان 86 [6]
بهار 87 [6]
آرشیو موفت تابستان 87
25 دعا از قرآن کریم همراه با ترجمه انگلیسی
از تخم مرغ محلی تا وبلاگ نویسی
فلکه ی چه کنم یا فلکه ی چه شود؟
بیمارستان نظر کرده فسا افتتاح شده اما.......
مداد رنگی های چهل ساله
چهارمین شهید خانواده
ای کاش رئیس جمهور همیشه می آمد
موسسه بین المللی گفتگوی وبلاگها!
تولدم مبارک
فسا و شبهای برره
پارسی بلاگ و تروریسم فرهنگی
مژده عمر
برج زهر مار!!!!!
سانسور در پارسی بلاگ آری یا خیر؟
پز دادن با پارچه نویسی
خمس گریزی
کلیسایی از استخوان
مسابقه نوزاد المپیک
مثبت اندیشی
جایزه ادبی و صلح نوبل
یاد دوستان وبلاگ نویس
خواب بودم خواب می دیدم
صندوق قرض الحسنه واقعی
یگانه سوز بدون کارت سوخت !!!
یلدا به کامتان
عاشورا [3]
نگرش مثبت و معامله سودمند
بیانات مهم مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان
مهارت های چینی
معلولین را دریابید
مناظره با شیطان
حذف ویکی پیدیا از این وبلاگ
فسا هم برف بارید!!!
خون همسر به جوش آمد !!!
صداقت در تبادل لینک
باز هم تور استهبان
نامه ای به دو پیامبر الهی
عکسهای زیبا و دیدنی [5]
وبلاگ دوستان غایب
توضیح در مورد عدم قبول مسئولیت لینک ها
وبلاگ استاد آوند
هسته علمی دکتر حسابی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شهرستان فسا
گروه اینترنتی امیدان ایران
نوشته های یک ناظم
بچه دانشجو !
کلک بهار
شهریوری
پاک دیده
مهر یعنی مهربان ترین مخلوق خدا ... مادر
:: هزاردستان :: Hezar Dastan .ir ::
خلوت تنهایی
نقطه ای برای فردا
نیلوفرآبی
دنیای امروز ما
پاییزی ...
سخنان حکیمانه یک پسر دیوانه!
یادگارهای ماندگار
فرشتگان رنجور
منطقه 727
ساحل آرامش
حرفای خودمونی من
سیاست
وبلاگ رسمی سوگند نویسنده وترانه سرا
طعم شیرین دو دقیقه
سرگیجه
هیئت
(( همیشه با تو ))
نشریه پرتو سخن
حرم دل
لــعل سـلـسـبیــل
تکنولوژی کامپیوتر
جمهوریت : طنز سیاسی و اخبار داغ سیاسی ، تصویری
« یا مهدی ادرکنی »
نصیحت به مسئولین جامعه اسلامی
دوستداران حقیقت
..:: کافه دانشجو ::..
راهنما
خط سوم
«اخبار سایت بازتاب»
سکوت
ره توشه
کسی که مثل هیچکس نیست
پیاده تا عرش
آسمان سرخ
نمازخانه بوستان بهاره
در هوای دوست
گنجینه قصار
عالم و آدم
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
دل نوشته ها
در قلمرو سکوت
زیر آسمان خدا
آموزش عربی
عــــشقـــــولـــــک
زن مسلمان
آوای ققنوس
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
آفتاب شب
راهنما
گل نرگس...مهدی فاطمه
مذهب
حبل المتین
سراب عدالت
*موسسه فرهنگی وصال شهدا ،استان کرمانشاه *
سیب سرخ
رنگارنگه
سین جیم های اخلاقی
مسیح اندیمشک
رقص در غبار
باباجون شیرازی
شبهای مهتابی ـ شب های غمبار زینب(س)
روانشناسی آیناز
آخرالزمان و منتظران ظهور
تخیّلات خزانزده یک برگ بید
سکه دولت عشق
بزرگترین وبسایت خدمات مذهبی
عشق پرپر
ستاره مهجور
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
نان ، عشق ، موتور هزار
نسیم فسا
بوی یاس
لینک باکس های رایگان لینک
______LOVE ISLAND_______
جوک
ترنم بهاری
علافی از دیار ابهر
صلوات
مقالات و آموزش های مختلف
زندگی برای لحظه حال
هو اللطیف
کبو ترانه .... تا بام ملکوت
شمیم
اسلحه
Majestymilitary
یکدلی در سفر زندگی
انتظار 14
شروع می کنیم بنام خدایی.....
خورشید بی غروب
دوست دارم تو تنها ارزویم باشی
هیات محبان بقیةالله عجل الله تعالی (شهرک آب ساری)
کشکول
مرصاد
خانواده و زندگی سالم
بی عینک
محبین 14
در سایه سار معرفت
شب هجران
حب الحسین اجننی
جاده خدا
مستانه
شیلو عج الله
ن والقلم و ما یسطرون
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران
صعصعه
دوستانه
معراج مومن
افرایش صدای گوشی+راه کسب درآمد از اینترنت+عکس بازی گران خارج
شادی(زمزمه های دلتنگی)
خاطرات
بسیجی 57
مرشدمن
کجایید ای شهیدان خدایی
خزان عشق
عاشق دلباخته
فریاد دل
lovlyworld
یاد ارباب حسین علیه السلام
دنیا به روایت یوسف
باور
Ghasedak
به نام خداوند بخشنده مهربان
رویاهای گمشده
وبلاگ دوستان غایب

